آیا آدم مصنوعیها خواب پستانهای میلهای میبینند؟
آگوست 23, 2009

آندرویدها رو تصور کنید که کلههای تابناکشون رو لای میلههای سبز موزهی هنرهای معاصر فرو کردن، دهنهاشون رو وصل کردن به برآمدگی میلهها. روی زانوهاشون افتادن و رو برآمدگی میلهها دست می کشن.
برای من میلههایی که حیات موزهی هنرهای معاصر رو از پیادهروی خیابون کارگر شمالی جدا میکنن، همیشه تداعیکنندهی خوشگلترین و هوسانگیزترین شکل پستان بوده. سینههایی که زیرشون قوسش رو به بیرونه و نوکشون بالاست و قوس ِرویهش یه قوس رو به داخله. فلش خوشگلی که آدم رو راهنمایی میکنه.
اونجا بهترین حصار تهرانه. یک صف طولانی از دخترهای کنار دریا که منظم و نیمرخ مقابل آدم ایستادن. اسمهای غیر فارسی و خوش صدا روی خودشون گذاشتن و باد روی سینههاشون میوزه ولی بس که سینهها سفت و خوب و سرپان زورش به سینههاشون نمیرسه.
در سایهی دوشیزگان شکوفا
آگوست 22, 2009

چیه دقیقن ناف؟ حفرهای که روی شکم هست یا اینکه فرو رفتهگی روی شکم دخترهای کنار دریا.
اندامها و فرورفتگیهای اینطوری رو باید تعریف عام کرد یا اسمهای خاص رو به جاهای روی بدن زنهای خاص داد؟ مثلن اینطوری: چقدر کوچولوئه این بعلبکی که داری عزیزم.